انتخاب سردبیر گفت‌وگو با مهندسان مراکز داده معرفی مراکز داده

مرکزدادهٔ ACT (بخش اول)

نمای بیرون مرکزداده ACT
مرکزدادهٔ ACT در آیووا سیتی، اولین مرکزدادهٔ دارندهٔ گواهی‌نامهٔ LEED با درجه «پلاتین» در آمریکا

معرفی مرکزدادهٔ ACT (بخش اول) ـ[1]

آنچه می‌خوانید

در این گفت‌وگو مهندسان ارشد شرکت ACT از معماری و طراحی و ساخت مرکزدادهٔ پیشروی خود در ایالت آیووا می‌گویند. این تاسیسات اولین مرکز داده در آمریکا است که موفق به دریافت استاندارد LEED با درجهٔ پلاتین شده است. آن‌ها برای ساختن تاسیسات سازگار با محیط زیست (سبز) از مواد بازیافتی استفاده کرده‌اند. همچنین برای مدیریت انرژی از روش زمین‌گرمایی (Geothermal energy) و سرمایش طبیعی (Free cooling) بهره گرفته‌اند. طراحان این مرکزداده برای به‌دست‌آوردن پایایی (Availability) تدابیری به‌کار برده‌اند که تاسیسات را در برابر آسیب توفان ۴۰۰ کیلومتر بر ساعت مقاوم کرده است. برای دست یافتن به این هدف دو مرکزدادهٔ جداگانه و متصل‌به‌هم ساخته‌اند که یکی برای دیگری نقش افزونگی را دارد. 

آشنایی با مرکزدادهٔ ACT

سازمانی که سوالات آزمون ورودی دانشگاه‌ها را طراحی می‌کند معلوم است که در درجه‌بندی مراکزداده بهترین نمره را هم می‌گیرد! جالب است، نه؟ 

مرکزداده ACT سازگار با محیط زیست، مدیریت انرژی، دارای استاندارد LEED درجه پلاتین
مرکزدادهٔ ACT در آیووا سیتی

ACT سازمانی غیرانتفاعی است که معروف به طراحی سوال برای امتحان‌های ورودی دانشگاه‌ها است. مرکزدادهٔ ساختمان اصلی این سازمان بالاترین رتبه را در USGBC [ـ2] یا سیستم ارزیابی «شورای ساختمان‌سازی سبز ایالات متحده» کسب کرده است. این اولین مرکزداده در آمریکا و در واقع اولین ساختمان در ایالت آیووا است که موفق به دریافت گواهی‌نامهٔ LEED با درجهٔ «پلاتین» شده است.

حدس می‌زنید دلیل کسب این رتبهٔ خوب چیست؟ پاسخ شما چیزی جز استفاده از مواد تجدیدپذیر و بازیافت‌شده در سازه نیست! از قبیل به‌کاربردن قطعات پوشش سقف از جنس فیبر درخت آسپن [3]، کف‌پوش از جنس درخت بلوط، عایق دیواری سلولزی، حتی استفاده از تاسیسات دست‌دوم در کف کاذب.

شیوهٔ سرمایش این شرکت هم قابل توجه است. محل سازهٔ این مرکز روی میدان زمین‌گرمایی است و در آن تعدادی چاه و سیستم لوله‌کشی حلقه‌بسته پر از مواد مبرد در زیرزمین ساخته شده که گرما را با زمین پیرامون خود مبادله می‌کند. بیرون زمین نیز از کندانسورهای گازی استفاده شده است. استفاده از کندانسورهای گازی علاوه بر اینکه کاری در کنار و همراه با روش زمین‌گرمایی است، به‌موقع خود هنگامی استفاده می‌شود که دمای هوای خارج مرکزداده به اندازه‌ای خنک باشد که بتوان از آن استفاده کرد و سرمایش طبیعی فراهم آورد.

طراحی مرکزداده ACT علاوه بر ویژگی‌های سبز آن به‌گونه‌ای طراحی شده که امکان ایستادگی در برابر توفانی با سرعت ۴۰۰ کیلومتر بر ساعت و اجسامی را که چنین توفانی پرتاب می‌کند داشته باشد. علاوه بر این با مرکزدادهٔ دوم در فاصله ۸ کیلومتری خود به‌طور پیوسته کار می‌کند.

نشان The ACT

مشخصات تاسیسات

  • سازمان: ACT
  • مکان: در آیووا سیتی در ایالت آیووا [4]
  • شروع‌به‌کار: اسفند ۱۳۸۶ (مارس 2008)
  • ویژگی‌های چشمگیر: سیستم سرمایش «زمین‌گرمایی حلقه‌بسته» (Closed-loop geothermal cooling)، سیستم سرمایش و تهویهٔ مطبوع خشک، سازهٔ مقاوم در برابر توفان، دالان هوای سرد و گرم بسته، پیکربندی «درحال‌کار ـ درحال‌کار» (active-active) در کنار مرکزداده دوم در فاصله ۸ کیلومتری، فیبر نوری اختصاصی، دارای گواهی‌نامهٔ LEED [ـ5] با درجهٔ «پلاتین»
  • مدت طراحی و ساخت: ۱۳ ماه
  • مساحت: ۶۲۰ متر مربع، مساحت سالن ۳۷۰ متر مربع
  • تامین برق: دو منبع تغذیهٔ ۹ مگاواتی، ظرفیت قابل استفادهٔ فاوا ۲۷۰ کیلووات
  • رتبه‌بندی: کلاس سه (Tier III)
  • تعداد رک‌ها: ۱۵۰
  • چگالی برق: متوسط ۶ کیلووات برای هر رک، قابل افزایش تا ۱۱ کیلووات
  • زیرساخت‌ها: کابل‌کشی ساخت‌یافته در بالای رک‌ها، مسیر عبور کابل‌های برق و کانال‌های سیستم سرمایش از ۹۰ سانتی‌متری زیر کف کاذب
  • بار سازه‌ای: ۱٬۴۶۰ کیلوگرم بر متر مربع
  • سیستم اطفای حریق: سیستم آب‌فشانی مرطوب دو مرحله‌ای پیش‌عملگر، سیستم گازی FM200، سیستم اعلام حریق VESDA‌ [ـ6]
گواهی‌نامهٔ LEED

«مدیریت انرژی و طراحی زیست محیطی» (Leadership in Energy and Environmental Design) یا به‌اختصار LEED سیستم رتبه‌دهی به طراحی و ساخت و عملکرد ساختمان‌های سبز است که از سال ۱۳۷۷ ش. آغاز شده است. مالکین ساختمان‌ها می‌توانند داوطلبانه در این رتبه‌دهی شرکت کنند. LEED معیارهای مشخصی در سنجش دارد که مطابق آن هر ساختمان با گرفتن حداقل امتیاز ۴۰ و حداکثر امتیاز ۱۱۰ یکی از چهار رتبهٔ «تایید شده»، «نقره»، «زرین» و «پلاتین» را بر اساس سنجش در ۶ موضوع زیر دریافت می‌کند:

نشان گواهی‌نامه LEED

  1. سازهٔ سازگار با محیط زیست
  2. بهره‌وری آب
  3. بهره‌وری از انرژی و سازگاری با جو زمین
  4. مواد و مصالح و منابع
  5. کیفیت محیط داخلی ساختمان
  6. نوآوری و طراحی

این سیستم رتبه‌دهی هم‌اکنون در بیش از ۱۳۵ کشور جهان اجرا می‌شود.

متن مصاحبه

اکنون «تام استراو» (Tom Struve) معاون نایب‌رئیس دفتر خدمات مرکزی و «لون اندرسن» (Lon Anderson) نایب‌رئیس فاوا در ACT از چگونگی آغازبه‌کار، بررسی جزئیات پروژه، همچنین اینکه چگونه مرکزدادهٔ آن‌ها بر رقبا پیشی گرفته است سخن می‌گویند.

الگر: وظیفهٔ این مرکزداده برای سازمان ACT چیست؟

استراو: دیدیم ساختن یک مرکزدادهٔ دیگر برای اطمینان از عرضهٔ بی‌وقفهٔ خدمات فناوری به ACT و مشتریانش ضروری شده است. در نتیجه کاری که این مرکزداده برای ACT می‌کند این است که «افزونگی» (Redundancy) و بهبودپذیری (Resiliency) ایجاد می‌کند. در ACT نیز «فناوری» همانند هر سازمان مدرن دیگری جزء مهم و اساسی و جدایی‌ناپذیر است. ما باید زیرساخت‌های درست و بهبودپذیر داشته باشیم و بتوانیم این خدمات را چه داخلی و چه خارجی بی‌وقفه عرضه کنیم.

اندرسن: فکر کردیم که دادن خدمات با فناوری از مهم‌ترین اولویت‌های شرکت ما است. پس ACT و هیئت‌مدیرهٔ آن نشستند و هم‌اندیشی کردند و به این نتیجه رسیدند که برای بهبودی از آسیب سوانح باید تدابیری به‌کار ببرند تا از توقف عرضهٔ پیوستهٔ خدمات جلوگیری شود. گمان می‌کنم بدانید که در صنایع امروزی در مسئلهٔ بهبودی از آسیب سوانح نگرش‌های جدیدی به‌وجود آمده است.

طرح و برنامه‌ای که من دراین‌باره دارم چنین است: «دیگر لازم نیست برای نجات داده‌های خود یک مرکزدادهٔ دیگر بسازید! بلکه باید موقعیتی فراهم کنید که دو مرکزدادهٔ هم‌زمان درحال‌کار داشته باشید»؛ یعنی همین حرفی که آقای استراو می‌زند. ممکن است حادثه‌ای پیش بیاید. در این وضعیت حتی اگر یکی از مراکزداده از کار بیفتد، آن دیگری (حالا ممکن است با سطح کارایی کمتر) ولی کار را ادامه می‌دهد و دست‌کم پیوستگی خدمات متوقف نخواهد شد.

تفاوت رویکرد رایج و رویکرد جدیدی که ما می‌خواهیم آن را در دو مرکزدادهٔ خود به‌کار ببریم، در رسیدن از حالتی است که «هر دو مرکزداده مجزا کار می‌کنند» به حالتی که «بار کاری (Workload) بین دو مرکزدادهٔ مجزا تقسیم شده است».

الگر: شما می‌دانستید که مسئلهٔ بهبودی از آسیب سوانح در مراکزدادهٔ دوتایی که هر دو درحال‌کار هستند نیز مطرح است. آن را چگونه در نظر گرفتید؟

استراو: در مراحل نخستین تصمیم‌گیری که می‌خواستیم حرف‌های خود را یکی کنیم و برنامهٔ کلی را بریزیم، به این مسئله برخورد کردیم که آیا تصمیم داریم در سازه از روش‌های رایج بهبودی از آسیب سوانح استفاده کنیم؟ رویکرد ما دراین‌باره چه باید باشد؟ سپس انتخاب‌های غیررایج را نیز بررسی کردیم، مسئلهٔ هزینه را هم در نظر گرفتیم و خلاصه سرتان را درد نیاورم، با در نظر گرفتن همهٔ جوانب به این نتیجه رسیدیم که بهترین روش برای ما این است که دو مرکزداده هم‌زمان درحال‌کار باشند و در فاصلهٔ ۸ کیلومتری از یکدیگر ساخته شوند.

پس از این تصمیم، متخصصان بهبودی از آسیب سوانح آمدند و به ما گفتند که ۸ کیلومتر خیلی کم است، باید لااقل ۴۰ کیلومتر بین دو مرکز فاصله باشد. گفتند اصلا باید در دو منطقهٔ مختلف از کشور باشند که اگر زلزله آمد یکی از آن‌ها در امان بماند. باید از هم دور باشند تا مشکلات شبکهٔ برق بر مجموع هر دو مرکزداده تاثیر کلی نداشته باشد و از این حرف‌ها. اما تا کی باید به این حرف‌ها گوش کرد؟!

پس در نهایت تصمیم گرفتیم هر دو مرکزداده را در همان شهر ولی در دو زمین جداگانه که ملک خودمان باشد بسازیم. یکی از عوامل تاثیرگذار بر این تصمیم این بود که من می‌توانستم با مسئولان شهر آیووا سیتی مذاکره کنم تا به ما اجازه بدهند بین دو مرکزداده اتصال فیبر نوری اختصاصی خودمان را برقرار کنیم. هنگامی که چنین کاری وارد مراحل عملی می‌شود، همه‌چیز چه از نظر عملیاتی و چه از نظر بهبودی از آسیب سوانح با هم شروع‌به‌کار کرده و دو مرکزداده را با فیبر نوری اختصاصی به یکدیگر متصل می‌کند.

همچنین روشن است که وقتی هر دو مرکز امکان کارکردن داشته باشند دیگر نیازی به رجوع به خدمات‌دهندهٔ خارجی نیست. پس باید سعی می‌کردیم مرکزداده را راه بیاندازیم و داده‌ها را با خود بیاوریم و مسیر ارتباطی مرکزدادهٔ‌مان را دوباره تعریف کنیم؛ برنامه ما کاملا یکپارچه بود.

 یکی از چیزهایی که ممکن بود در این بین برای ما مشکل‌ساز شود، مسئلهٔ جابه‌جایی کارکنان و استقرار آن‌ها در مرکزدادهٔ جدید بود. برای این کار باید برنامه‌های‌مان را طوری تنظیم می‌کردیم که با فعالیت‌های روزانه‌ی‌مان متناسب باشد. البته می‌توانستیم مرکزدادهٔ دوم را حدود ۴۰ کیلومتر دورتر از آیووا سیتی برپا کنیم، اما این کار بر فعالیت‌های روزانهٔ مرکزداده و کارمندان شرکت تاثیر منفی داشت. ما که مثل شرکت‌های عظیم جهانی نیستیم که چند هزار کارمند فاوا دارند، بنابراین سعی کردیم که همهٔ این چیزها را در نظر بگیریم. در این میان، اتصال مستقیم فیبر نوری برای ما آن‌قدر مهم بود که وادارمان کرد جنبه‌های مختلف فاوا را بررسی کنیم و هزینه‌ها را تخمین بزنیم. هزینه‌های ارتباطات برای تهیهٔ پهنای باند لازم حتی با آنکه ارزان شده هنوز برای ما خیلی گران است.

اندرسن: وقتی در عمل در بند محدودیت‌های استفاده از فیبر نوری اختصاصی نباشید، خواهید دید که چه گشایش‌هایی می‌شود. شرکت IBM در مرکزداده‌اش جلساتی برگزار می‌کند که شرکت‌کنندگان در آن به بحث درباره فناوری‌های جدید در مرکزداده می‌پردازند. وقتی در این جلسه‌ها شرکت می‌کنم می‌بینم واقعا مدیران همیشه هوشیارانه عمل می‌کنند. مکث و تامل می‌کنند، درباره اینکه آیا کارشان را درست انجام داده‌اند یا نه؟ آن‌ها به شرکت‌هایی که فیبر نوری اختصاصی دارند و مقدار پهنای باندشان فرق می‌کند عادت ندارند.

وقتی حرف از کار می‌شود مراکزداده به‌نظر همهٔ ما فقط ساختمان‌هایی هستند که داخل‌شان سرورها کنار هم چیده شده‌اند و کارشان را می‌کنند. ولی این‌طور نیست! پیش‌بینی کارها در مرکزداده دقت می‌خواهد. وقتی همهٔ جنبه‌ها بررسی شد، پیش‌بینی طرح‌ها و تصمیم‌گیری درباره چگونگی راه‌اندازی مرکزداده آسان‌تر می‌شود.

نمای داخل مرکزداده ACT
نمای داخل مرکزدادهٔ ACT

تصویر: مرکزداده ACT در آیووا سیتی، دارای زیرساخت کلاس سه است و به مرکزدادهٔ دیگر همین شرکت در ۸ کیلومتری مرکزدادهٔ اول متصل است.

الگر: در پروژهٔ طراحی مرکزداده چه عواملی را از ابتدا در نظر گرفتید؟

 استراو: بعد از تعیین اهداف پروژه، کلاس سه را انتخاب کردیم. با این حال این را هم فرض کردیم که وقوع توفان حتمی است و می‌خواهیم مرکزدادهٔ ما در برابر آن هم مقاوم باشد. مهندسان ما بی‌درنگ اشاره کردند که «دفتر فدرال مدیریت بحران در آمریکا»[7] چیزی دارند که با اصطلاح «حفاظت تقریبا کامل» از آن یاد می‌کنند و ما هم برپایهٔ آن کار خود را اجرا می‌کنیم.

بسیار خوب. مرکزدادهٔ ما در منطقهٔ زلزله‌خیزی نیست. ولی وقتی از لحاظ جغرافیایی نگاه کنید می‌بینید که بزرگ‌ترین مشکل ما توفان است. این شاید جزء چهار تهدید مهم در این پروژه بود که ربطی هم به مشکلات احتمالی در مناطق برق‌کشی‌شده نداشت. پس تصمیم گرفتیم با طراحی یک مرکزدادهٔ حتی‌الامکان کاملا مقاوم در برابر توفان، این خطر را مهار کنیم.

الگر: کلاس مرکزدادهٔ دیگر که به مرکزدادهٔ جدید متصل است چیست؟

استراو: این مرکزداده کلاس سه و مرکزدادهٔ دیگر کلاس یک است.

الگر: گمان می‌کنم پیش از آنکه مرکزدادهٔ کلاس سه عملیاتی بشود، سایت اصلی شما مرکزدادهٔ کلاس یک بود. بنابراین با افزودن مرکزدادهٔ جدید گام بزرگی برای ایجاد افزونگی برداشتید.

استراو: بله. پیش از این ACT برون‌سپاری (Outsourcing) می‌کرد. مدتی بعد تصمیم گرفت خودش مسئولیت حجم زیاد داده‌ها و پردازش را به عهده بگیرد. پس به‌طور کلی لازم بود تمامی زیرساخت‌های فناوری‌مان فقط در یک پروژهٔ بزرگ متمرکز شود؛ یعنی ارتقا و بهبود همهٔ امکانات در مرکزداده.

الگر: به‌نظر می‌رسد شما این کار را به‌خوبی انجام دادید. درجهٔ پلاتین گواهی‌نامهٔ LEED را با عنوان اولین مرکزداده در آمریکا و اولین ساختمان در ایالت آیووا گرفتید. روشن است در طراحی این ساختمان از سایرین تقلید نکردید. از مرکزدادهٔ کلاس یک که برون‌سپاری داشت به مرکزدادهٔ کلاس سه تبدیل شدید. همچنین LEED با درجه پلاتین دریافت کردید. چه‌چیزی باعث شد مرکزداده را با چنین استانداردهایی بسازید؟

استراو: البته! به‌دست‌آوردن کلاس سه از نظر من اصلا موضوع سخت و پیچیده‌ای نیست. البته گفتنش راحت است! اما با در نظر گرفتن دید کلی و موقعیت قبلی‌مان و دیدگاهی که از آینده داشتیم، طراحی و ساخت زیرساخت بهبودپذیر ضرورتی اجتناب‌ناپذیر بود.

در کارهای ابتدایی و تقریبا در مرحلهٔ برنامه‌ریزی مقدماتی، جوانب مرتبط با LEED بررسی شد. ما یک هیات‌مدیره داریم که باید برای این پروژه موافقت آن‌ها را می‌گرفتیم. بنابراین برای اینکه بتوانیم بودجهٔ لازم را به‌دست بیاوریم باید خط مشی اصلی را آماده می‌کردیم. قبل از آغاز جدی کار باید نظر هیات‌مدیره جلب می‌شد. پس گروهی تشکیل دادیم که تصمیم بگیرند طرح‌مان برای پروژه چگونه باشد و ساخت آن چطور اجرا بشود، تا پس از آن بتوانیم مدل نهایی پروژه را (درصورت تایید) انتخاب کنیم.

روشن است که از گواهی‌نامهٔ LEED خبر داشتیم. معماران و مهندسان این پروژه سابقهٔ دریافت LEED را داشتند. ما دراین‌باره گفت‌وگو کردیم و همان اول خیلی رک و راست به بچه‌ها گفتیم که کار ما، کار مرکزداده و LEED است. شاید باهم‌بودن این دو تقریبا به‌نوعی غیرمنطقی باشد، اما لزومی هم ندارد که هر دوی آن‌ها را با هم پیگیری کنیم. شاید بگویید با عقل جور در نمی‌آید. خودمان متوجه این موضوع بودیم و فکر کردیم که می‌خواهیم برای طراحی مرکزداده، از چهارچوبی مشخص پیروی کنیم. در آن موقع ما برای LEED هدف خاصی نداشتیم.

پس این موضوع را به هیات‌مدیره بلندپروازمان ابلاغ کردیم. پاسخ‌شان این بود که گواهی‌نامهٔ LEED؟ بسیار خوب! اگر می‌خواهیم زحمت آن را بکشیم، باید هدف درازمدت تعیین کنیم و قصدمان هم دریافت گواهی‌نامهٔ درجهٔ بالا از LEED  باشد. دریافت تایید از هیات‌مدیره باعث خرسندی بود چون می‌توانستیم این پروژه را شروع کنیم. از طرف دیگر وقتی با اعضای گروه نشستیم و حرف زدیم، گفتیم که خیلی خوب! آن‌ها چنین هدف بزرگی را برای ما تعیین کرده‌اند! چه می‌شود کرد!

نکتهٔ اصلی این است که ارتقای این مرکزدادهٔ کلاس یک به مرکزدادهٔ کلاس سه کار آسانی نبود. باید از شوک ناشی از هدفی که هیات‌مدیره تعیین کرده بود در می‌آمدیم! چون رسیدن به آن هدف خیلی هم راحت به‌نظر نمی‌رسید.

آن زمان که هیات‌مدیره پروژه را تایید کرد، می‌توانستیم چهار مرکزداده با گواهی‌نامهٔ LEED درجهٔ نقره بسازیم که همه در یک ساختمان بزرگ‌تر باشند. حالا می‌بینم گرفتن گواهی‌نامهٔ LEED واقعا ساده‌تر از چیزی بود که اول کار به‌نظرمان می‌رسید. نکته‌ای که نباید فراموش کرد این است که گرفتن LEED خیلی ساده‌تر از اجرای یک پروژه مرکزداده است.

پس کارمان را بی‌درنگ شروع کردیم و دست‌به‌کار شدیم. همه پرانگیزه بودند. انگار همهٔ افراد گروه پیش خودشان می‌گفتند «گیرم انجام این کار امکان‌پذیر نباشد. با چالش آن دست‌وپنجه نرم می‌کنیم!» آن‌ها تشنهٔ رقابت بودند و همین جا نقطهٔ آغاز بود.

الگر: این تصور در صنعت ساختمان‌سازی وجود دارد که ایجاد ساختمان سبز بسیار پرهزینه‌تر از ساختن ساختمان معمولی است. آیا در پروژهٔ شما واقعا همین طور بود؟

استراو: خیر. کار ما با ایدهٔ ایجاد مرکزداده‌ای شروع شد که بهره‌وری بالایی داشته باشد. ما بودجهٔ نسبتا متوسط و معقولی برای این پروژه کنار گذاشتیم. سعی کردیم از این بودجه بهترین استفاده را ببریم و این مسئله را در اصول طراحی در نظر گرفتیم.

هرکجا که لازم بود بودجهٔ پروژه را افزایش دادیم تا بتوانیم در چهارچوب گواهی‌نامهٔ LEED فعالیت کنیم. هر بار خواستیم هزینهٔ اضافه‌تری صرف کنیم، سعی بر این بود که مطمئن شویم ارزشش را دارد. هر دفعه از خود پرسیدیم که آیا این پروژه هزینهٔ اضافه‌تری خواهد داشت؟ احتمالا پاسخ این بود که بله. اما مبلغ چندان قابل توجهی نبود که در نهایت هم باعث شد بتوانیم درجهٔ پلاتین را دریافت کنیم.

الگر: چه ویژگی‌هایی در این پروژه باعث شد بتوانید LEED با درجه پلاتین را دریافت کنید؟

استراو: یکی از مهم‌ترین ویژگی‌ها توجه زیاد به جزئیات است. وقتی شما وارد ساختمان می‌شوید، اصلا به خود نمی‌گویید که «اوه! این‌جا ساختمان خاصی است!». البته این قضیه از یک لحاظ نکتهٔ خوبی هم هست که آن را به مرکزداده‌ای واقعی تبدیل می‌کند. اولین و مهم‌ترین مسئله این بود که باید به مرکزدادهٔ کلاس سه که بهبودپذیری داشته باشد دست پیدا می‌کردیم. ما از طرح سازگار با محیط زیست استفاده کردیم که همهٔ نیازهای فاوا را برطرف می‌کرد. طرح کار با فرایند ساخت و طراحی محیطی سازگار با محیط زیست که LEED می‌خواهد منطبق بود.

در پاسخ سوال شما باید بگویم یکی از چیزهایی که واقعا موضوع اصلی نبود، استفاده از پدیدهٔ زمین‌گرمایی در مرکزداده است. این مسئله بر خود پروژه مرکزداده ارجحیت نداشت و با آن هم‌سو نبود. چنان‌که می‌دانید مراکزداده به‌طور کلی گرمازا هستند. این خاصیت‌شان است! با توجه به اینکه کار در حوزهٔ پدیدهٔ زمین‌گرمایی زیاد شده و به‌زودی دیگر کاربردی نخواهد داشت، به این موضوع زیاد توجه نداشتیم. البته جا دارد که از اعضای گروه و همچنین شرکت KJWW Engineering تشکر کنم که استفاده از پدیدهٔ زمین‌گرمایی و دیگر فناوری‌های نو را پیشنهاد دادند. ما به شناختن پدیدهٔ زمین‌گرمایی علاقه‌مند بودیم و آن را در نظر داشتیم؛ حتی پیش از آنکه هیات‌مدیره ما را به چالش بکشد. بعد شرکت KJWW وارد کار شد که به‌دنبال فرصتی برای ورود به یک پروژهٔ مرکزداده بود و برای تحقق استفاده از پدیدهٔ زمین‌گرمایی ایده‌هایی در سر داشت. این موضوع هم در دریافت امتیاز LEED با درجهٔ پلاتین مهم بود.

دلایل دریافت این رتبه را می‌توانم در فهرست بلندبالایی به شما بگویم. برای نمونه یکی از آن‌ها استفاده از مواد بازیافتی در این مرکزدادهٔ تازه‌ساز است. وقتی بخواهید کلاس سه را داشته باشید، از این مواد هم استفاده می‌کنید.

الان وقتی به این فهرست نگاهی می‌اندازم از خودم می‌پرسم: «همه‌اش همین بود؟!» بسیار خوب، ما سیستم کف کاذب را از بازیافت پروژه‌های قبلی به‌دست آوردیم و در پروژهٔ جدید به‌کار بردیم. اگر استفاده از مواد با تجدیدپذیری خوب را اصل در نظر بگیریم، چگونه می‌شود آن‌ها را در پروژه ساخت مرکزداده به‌کار برد؟ ما در این کار برای قطعات سقفی از جنس فیبر درخت آسپن، برای کف‌پوش‌ها از جنس درخت بلوط، همچنین به‌جای انواع عایق‌های با جنس معمولی از عایق‌های سلولزی استفاده کردیم.

وقتی شما وارد ساختمان می‌شوید، این چیزها را نمی‌بینید. اصلا متوجه آن‌ها نمی‌شوید! شاید به خودتان بگویید: «اهه؟! پانل‌های سقفی رو ببین، این کف‌های کاذب رو نیگا! عین بقیه‌ست که!» خوب، بله. ظاهر آن‌ها کاملا معمولی است. با این حال اگر به جزئیات خوب دقت کنید، آن وقت است که خودتان جواب خودتان را می‌دهید: «آهان! پس این‌همه خرت و پرت بازیافتی اینجاها استفاده شدن!»

مسئلهٔ دیگری که رویارویی با آن فرصت‌ها و چالش‌هایی پیش روی ما گذاشت، این بود که در چهارچوب الزامات LEED باید برای کارمندان فضای کاری با میزان روشنایی کافی ایجاد کرد. در این پروژهٔ مرکزداده که ضرورت ما مقاوم‌سازی در برابر توفان بود و همهٔ نگرانی‌های امنیتی معمول را نیز به‌همراه داشت، تامین نور چالش جالبی بود. کار دیگری که در این پروژه کردیم و شاید کسی متوجه آن نشود، نصب دیوار شیشه‌ای (Curtain Wall) در نمای بیرونی ساختمان است. ما یک لایهٔ داخلی مجزا نصب کرده‌ایم که در حقیقت بخش مقاوم در برابر توفان این ساختمان است.

می‌دانم که امروزه شیشهٔ ضدگلوله می‌سازند. ما هم می‌‌خواستیم شیشه ضدتوفان بسازیم، اما بودجهٔ کافی نداشتیم و در آن زمان هم نتوانستیم به‌دست بیاوریم. پس تصمیم گرفتیم از دیوار شیشه‌ای استفاده کنیم. دراین‌باره اتفاق نظر قبلی بین اعضای گروه وجود نداشت و فقط زمانی که با مشکل روبه‌رو شدیم به فکر استفاده از آن افتادیم.

اینجا است که می‌گویم اگر ساختمان را بدون گواهی‌نامهٔ LEED بسازید، فقط دیوار بتنی است. در این پروژه ما کمی بودجهٔ اضافی خرج آن دیوار شیشه‌ای کردیم. مبلغ قابل توجهی نبود، اما در عوض واقعا بر ارزش ساختمان افزود. دارم می‌گویم که وقتی شما در ساختمان به فضای مخصوص کارمندان یا سالن کنفرانس وارد می‌شوید، خیلی خوب است که در آنجا پنجره‌ای باشد و نور به درون بتابد و بتوان از آن پنجره محیط بیرون را هم دید. این‌ها فقط چند تا از آن عناصری هستند که بر ارزش ساختمان می‌افزایند.

ما پوشش گیاهی را با استفاده از گیاهان طبیعی و بی‌نیاز به آبیاری و از نو ساختیم. دوباره این سوال پیش می‌آید: «آیا گمان می‌کنید این چیز خیلی عجیب‌غریب و خاصی است؟» در واقع خیر. این‌ها فقط و فقط جزئیات است که باعث می‌شود چشم‌انداز کلی را فراموش نکنیم. برای ما به‌نوعی یک تیر و دو نشان بود.

شیشه‌های مقاوم توفان مرکزداده ACT
شیشه‌های مقاوم در برابر توفان مرکزدادهٔ ACT

تصویر: شیشه‌های مقاوم در برابر توفان همچنین امکان ورود نور طبیعی به بخش‌هایی از ساختمان را فراهم می‌کنند که در آنجا رفت و آمد می‌شود.

 الگر: طرح سیستم زمین‌گرمایی‌تان چگونه بود که موجب شد بازدهی بالایی در مرکزداده به دست آورید؟

 استراو: پاسخ در دو نکته است. نکته اصلی این است که در طول زمستان از سرمایش خشک و سرمایش طبیعی استفاده می‌کنیم تا هوای سرد را به جریان بیندازیم و گرما را کاهش دهیم. یک درصد از این سرما را در میدان زمین‌گرمایی به جریان می‌انداریم تا آن را احیا کنیم. این موضوع اول بود که مهم‌تر است. دیگر اینکه فاصلهٔ بین چاه‌ها متفاوت است. این کار باعث گرمای بیش‌تر و طولانی‌تر شدن دورهٔ اشباع حرارتی در هنگام کارکرد دستگاه‌ها می‌شود.

مانند خیلی اوقات دیگر، همین که پاسخ سوالی را پیدا می‌کنید در نظرتان بسیار ساده می‌آید. خیلی اوقات این پاسخ راه حل بسیار خوبی است که در عین سادگی بهترین راه نیز هست و واقعا هم نتیجه می‌دهد.

الگر: بعضی‌ها ترجیح می‌دهند که دمای مراکزداده را پایین‌تر نگه دارند. برخی از سیستم‌های سرمایشی طبیعی استفاده می‌کنند که محیط گرم‌تری را برای به حداکثر رساندن مزایا ایجاد کنند. با توجه به اینکه شما علاوه بر پدیدهٔ زمین‌گرمایی از کندانسورهای گازی هم بهره می‌برید، سخت‌افزارهای مرکزداده خود را در چه دمایی نگه می‌دارید.

استراو: ما با دمای ۲۲٫۲ سانتی‌گراد و رطوبت ۵۰ درصد کار می‌کنیم. الان با محیط‌های گرم‌تر کار نمی‌کنیم. اقدامات و اصلاحات دیگر نیز هست که می‌دانیم می‌توان به‌موقع از آن‌ها استفاده کرد، ولی در آن موقع هنوز نیاز نداشتیم. ما پی‌درپی درجهٔ حرارت و سایر شاخص‌ها را بررسی می‌کنیم، اما حسگرهای یکپارچه در رک و از این‌جور امکانات نداریم.

معرفی مرکزداده ACT (بخش دوم)

پانویس

[1]. این مطلب بخش اول از کتاب «گردشی در مراکزدادهٔ نامدار جهان»، عنوان به‌زبان اصلی «The Art of the Data Center» است. گفت‌وگوکننده داگلاس الگر (Douglas Alger)، مترجم پرواز خیر، ویراستار پرهام غدیری‌پور، به‌کوشش دکتر بابک نیکفام، تهیه‌شده در باشگاه مراکزداده 

[2] U.S. Green Building Council’s environmental building assessment system 

[3] آسپن (Aspen): اشنگ، یا صنوبر لرزان

[4] آیووا (Iowa): ایالتی در مرکز امریکا

[5] مدیریت انرژی و طراحی زیست محیطی (Leadership in Energy and Environmental Design)

[6] دستگاه بسیار حساس تشخیص دود (Very Early Smoke Detection Apparatus)

[7] دفتر فدرال مدیریت بحران در آمریکا (Federal Emergency Management Agency): یکی از دفاتر وابسته به وزارت امنیت داخلی ایالات متحده آمریکا که در سال ۱۳۵۷ ش. تاسیس شد و وظیفهٔ آن مقابله با حوادث و ناگواری‌ها است.

درج دیدگاه

برای درج دیدگاه کلیک کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی *